مشاجره ی تاریخی مرغ و خروس
چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388جیک و جیک تو میاد , دل مو به درد میاد
بیو جونم پس دیوار , که عزیز تو میاد
یادت میاد چقه سیم میگفتی دوست دارم ؟؟ یادته میگفتی مو عزیز دلت هسم ؟؟؟ یادته ؟؟؟؟
خروس : ها عزیزم یادمه , مگه میشه مو یادم بره جونم . حالا چه شده ؟؟؟ سیچه ایقه عصبانی هسی ها ؟؟؟
مرغ : برو گم شو نمیخوام قیافه ی زشتت ببینم . سیچه هر مرغی میبینی جلدی میری باهاش دوست میشی ؟؟؟ نگو نه که خاگ های ( تخم مرغ ها ) هر روز شاهده عینی مو هسن . سیچه تا یه مرغ باربی میبینی زود از خود بی خود میشی و همه چی یادت میره ؟؟ نه تعهد یادت میمونه نه زن و بچه . خاک تو سر مو بکنن که جوونیم به پات گذاشتم , خواستگار داشتم قطار قطار . تیر تو چیشت ( چشمت ) واوو ( بشه ) که نمیتونی جلو خوت بگیری , یکم از ای آدما ( مردها ) یاد بگیر , میگن خدا یکی , زن هم یکی . وقتی با یکی آشنا میشن تا آخر عمرشون تعهدشون یادشون نمیره و به پای هم پیر میشن و اصلا حتی فکر یه زن دیگه هم نمیکنن ولی تو چه ؟؟ تا یه مرغی میبینی که ابروهاش هفتی هسی یا پرهاش مش کرده زودی او تاج خروسیت چرب میکنی و میری مخش میزنی و باهاش دوست میشی . ای کاش 1 % غیرت آدم ها هم تو ( در ) تو بید بی شرف .
خروس : ایقه جوش نزن زن تخمت دو زرده میشه هااااااا .همچی حرف میزنی مثل ایکه تو اصلا خطا نکردی . فکر نکن مو هم مثل خر حیوون احمقی هسما . هر روز هفت قلم آرایش میکنی , فرمژه میزنی , لباس چسبون می پوشی میری دنبال جوجه خروس های خوش تیپ بعد هم جلو مو هرچی لکه کهنه و جومه ی ( لباس ) چپل هسی برت ( تنت ) میکنی و هر وقت سیلت میکنم از بس بخوت نمیرسی فکر میکنم ننه م ( مادربزرگم ) هسی . ری سر مو منگه نده هااااااااا , سیچه تا یه خروس خوش هیکل و آرنولدی میبینی جلدی میری سیش ناز و نوز میکنی و با عشوه باهاش حرف میزنی ؟؟؟ سیچه اصلا فکر مو نیستی ؟؟ یادت رفته همیشه قربون صدقه ام میرفتی و میگفتی فدای اون تاج خروسی ت بشم , فدای او صدای 6 دنگت بشم . چنن حالا که پیر شدم و مینام سفید شده دیگه دوستم نداری ؟؟؟ حالا که از بس تو کیچه ها دنبال یه دونه سی تو و سی بچه هات میگردم دیگه به چیشت نمیام ؟؟ سیچه هر خروسی که میبینی خوش تیپ تر و پیلدارتر هسی میری باهاش دوست میشی ؟؟؟ مگه مو جوون نبیدم مگه مو خوش تیپ نبیدم یه زمانی ؟؟؟ تف به ذات خرابت کنن که همیشه دیم میگفت مرغ جماعت وفا سرش نمیشه . یکم از ای آدم ها ( زن ها ) یاد بگیر , با لباس سفید عروسی میان تو خونه و با کفن سفید از خونه صحرا( بیرون ) میرن . تو غم و شادی با شوهرشون هسن , وقتی دارن باهم میخورن وقتی هم ندارن با هم گشنگی میکشن . هیچ وقت هم دنبال پیل و ثروت شوهرشون نیستن . حاضرن تو کپر ( چادر ) زندگی کنن به شرطی که دلشون شاد باشه و عشقشون زیاد . ای کاش 1 % وفای آدما تو داشتی , اوسه ( اون وقت ) میدیدی زندگی چقدر شیرین بی .
این مشاجره قرن هاست که بین مرغ و خروس هست و ادامه خواهد داشت . تا زمانی که مرغ و خروس یکدیگر را نشناسن و تفاوت هایشان را نبینند و علم رابطه را کسب نکنند باید شاهد این مشاجره بود . بین مرغ و خروس دو دنیای متفاوت حکمفرماست که میتوان با شناخت این دو دنیا , شیرین ترین زندگی را نظاره کرد . به امید روزی که دعوا های تاریخی مرغ و خروس به پایان برسد و جایش همدلی و همفکری بیاید .
عبدو نوشت :
نه می ترسم , نه می خواهم
جان را دگر بار عاشق بسازم
چرا باید دل شیشه ایم را به سنگ بسپارم ؟؟
زین پس جوانی خواهم کرد , جوانی
خوشه چینی
پنجشنبه هشتم بهمن 1388معلی : سلام آقای آمار . خوبی جونم ؟؟؟ زن و بچه هات خوبن ؟؟ آقا شرمنده که ای وقت شو مزاحمت شدم ها . والا مو از ای سوسول بازی ها خوشم نمیآد که سیت اس ام اس ه , بچه ی پیام ه ( پیامک ) چنن ؟؟ سیت بفرستم , گفتم مستقیم زنگ بزن سی خوت و بعد از احوال پرسی ازت بپرسم ما تو کمو ( کدوم ) زنبیل ( سبد ) نهادیه ( گذاشتی ) ؟؟؟ والا , اگه مو تو گونی هم بیلی مشکلاتم حل نمیشه .
آقای آمار : معلی تو هسی ؟؟؟ خوبی کوکا ؟؟؟ بگو بینم کجا کار میکنی و چقه حقوق میگیری ؟؟؟
م : والا مو پیش بوا ی عبدو کار میکنم , ظرفاشو میشورم . ایقه آدم ناخن خشکی هسی . تولوفته ی چی ( چای ) چندین بار خشک میکنه تو افتو ( آفتاب ) و دوباره دمش میکنه که پیل چی ( چای ) نده , همی کارا میکنه که عبدوش فرستاده فرنگ نه و داره مثل نقل و نبات پیل خرج میکنه و زپیلک میندازه . خوش بکش ه آخر ماه یه 250 هزار تومنی هم سی ما میده .
آ : فقط خوت کار میکنی ؟؟؟ بچه هات پیل درار نیستن ؟؟؟
م : نه کوکی جونی , فقط خوم کار میکنم و بچه هام کوچیک هسن . مو 4 تا بچه دارم که 7 , 8 , 9 , 10 سالشون هسی . گفتم تا تنیر ( تنور ) گرمه دست بکار بشم که اگه تنیر سرد شد دیگه نون خوب بار نمیاره .
آ : پس خدا را شکر تو خوشه ی یک هسی و کلی چی قرار گیرت بیا . برو خدا را شکر کن و یک نون بخور 10 تا نون صدقه بده .
م : مگه غله هسم که خوشه چینیم کردیه ؟؟؟ خدا را شکر پس دیگه بدبختی هام تموم شد و میتونم شو با خیال راحت سر ری بالشت بیلم . پس دیگه اوو و برق و تلفن مفتی میشه سیم . خدا را هزار مرتبه شکر . به جد بی بی حکیمه هر روز دعات میکنم آقای آمار . برای اینکه نمی خوام زحمت بفتین و ایقه راه نین تا دم در خونه مون و پیل سیمون بدین , مو یه شماره حساب سیتون میدم ؛ زحمت بکش هر ماه پیل ها بیل توش , خوم میرم از بانک میگرم . آخر عمری دلم شاد کردی که خدا دلتون شاد کنه ؛ سربلندم کردین جلو بچه هام . انشالله خدا یکی تو این دنیا 100 تا تو اوو دنیا سیتون بده .
آ : کجای کار هسی آدم عاقل , از این به بعد پیل برق و اوو و تلفن و گازی که بعد از 100 سال سیتون کشیدنه 3 برابر میشه و باید نون و شکر و هزارتا چی دیگه هم به قیمت خین بواتون بسونین ( بخرین ) . خوتم کور میشی , دندت نرم , کمرت خرد هر ماه میای تو صف چند کیلومتری ویمیسی تا آخرش یه 50 تومنی بیلن کف دست .
م : چقه ؟؟؟؟؟ چند تومن میخین سی مون بدین ؟؟؟
آ : اگه شانس بیاری و پیل ته گونی باقی مونده بو , 50 هزار تومنی سیت میدیم .
م : آقای آمار یه پیشنهادی سیت دارم , ای 50 تومن بیل جلو آیینه تا بشه 100 تومن بیل تو جیب خوت . عامو جونی مو پیل کندر ( آدامس ) و بستنی بچه هام ماهی 50 تومن میشه خو . سی کو سی کو , دنیا به کجا رسیده که ما باید از فقیر بیدن خومون خوشحال بشین و جلو در و همساده ( همسایه ) فیس کنیم که ما تو خوشه ی یک هسیم و تو , تو خوشه ی دو . خدا رحمت کن باپیر عبدو که حداقل بواش چاس و شووم ( نهار و شام ) مفتی سیمون میده . بقول شاعر : ای که عسل نمیدهی نیش مزن . عزیزم برو بخوس که خیلی مزاحمت شدم . خوم باید فکری سی بدبختیم کنم که شما هم شهر آباد کن نیستین بخدا که .
پ . ن : سلام به همه ی دوستان و همشهری های گلم . بخاطر نزدیکی زمان امتحانات و تموم شدن شارژ اینترنت خونه باید از همه ی شما عذر خواهی کنم که از چند روز دیگر خیلی کم میام نت و شرمنده ی شما میشم که نمی تونم به وبلاگ شما سر بزنم و از مطالب زیبا و شاد شما استفاده کنم . امیدوارم به بزرگی خودتون من رو ببخشید . انشالله عمری باقی باشه و جبران همه ی مهربانی هاتون رو بکنم . سعی میکنم چراغ اینجا خاموش نشه و هر هفته یک پست بذارم . بهترین آرزو ها رو برای همه ی دوستانم دارم . شاد و خندون و موفق باشید همیشه .
کپی برابر اصل
چهارشنبه سی ام دی 1388یهو تمام سیم پیچی مغزم سوخت , 3 فازم قطع شد , با یک حالت تعجب سرم واگردندم و یه سیل خریداری به ننه ام انداختمو گفتم : ننه تو جوونیت مثل ای بیدی ؟؟؟
گفت : عین ای که نه ولی دست کمی هم از ای نداشتم ننه , کل بچه های والات دنبالم بیدن . باپیرت ( پدر بزرگت ) خدا بیامرز خیلی بل خرما سی بوام اورد , ایقه خوش تو گل یی جلو خونه مون پلکوند و ایقه شعر فایز ( شاعر دشتی ) ری نخل ها سیم خوند تا مو جواب بله سیش دادم .
ننه مطمئن هسی شعر فایز بید ؟؟
ها ننه مو شعر فایز خو میشناسم دیگه , فکر کردی مو مثل شما هسم که سعدی با حافظ قاتی کنم .
نه ننه تو ای که شک ندارم . ولی ننه , عزیزم , یکم دقت کن , یکم فکر کن , نکنه اشتباه میکنی ؟؟ میخهی ( می خواهی ) برم سیت آیینه بیارم ؟؟ خومون هسیما , واقعا تو جوونیت مثل ای بیده ؟؟؟ اگه مثل ای بیدی که حالا نباید سر و شکل مو مثل تووه ی قلپیده ( تابه ی ضربه خورده ) باشه .
ها ننه سی کن , دقت کن فقط یکم لنجم ( لبم ) کوچیکه که سی اوو هم فکری کردم , مشتی پیلی از باپیر خدابیامرزت باقی مونده میخوام برم عمل کنم و لنجم گت ( بزرگ ) کنم . آخه میگم لنج کلفت سن و سال رو کم نشون میده .
گفتم : ننه عزیزم درسته که سن و سال رو کم نشون میده ولی از تو گذشته عزیزم . حالا بفرض ای که سن و سالت کم نشون بده , دیگه معجزه که نمیکنه . تو ماشالله 90 سالت هسی , خونه پرش , خونه پرش 70 سالت میکنه . نکنه انتظار داری 14 سالت بکنه ؟؟؟ بعدشم ننه تو هم مثل جوون های امروزه شدی خو , ارزش آدمی به شخصیتشه نه به قیافش , چه خوبه آدم به اونی که هسی ارزش بذاره و قدر خوش بدونه نه ایکه عروسک خیمه شب بازی مردم بشه , اونی که از آدم باقی میمونه قیافه و شکلش نی , کارهای خوب و نام نیکشه ننه جونی . ای کاش ما آدمها کمی قدر خومون بیشتر میفهمیدیم و بجای ظاهر کمی به باطنمون میرسیدیم .
از اینا گذشته مو 100 بار سی عباسو گفتم کوکا ای فیلم ها نیار خونه , ما دختر عزب تو خونه داریم , ممکنه به راه خراب کشیده بشه یا توهم بزنه , ممکنه کارش به خودکشی یا ماکشی برسه . راسوو ( بلند شو ) ننه چاست ( نهارت ) آماده ن بخور برو نمازت بخوون که اذون خیلی وقته که گفتن . از این به بعد هم باید زیر فیلم ها بنویسند 18- و 70 + سال که ما بفهمیم چه فیلمی سی تو بیلیم .
( این داستان واقعیت ندارد )
مترو بوشهر
یکشنبه بیستم دی 1388
پیام همدردی به شيخ محمد بن راشد آل مکتوم ، حاكم شيخ نشين دبي.
سسسسسسسسلام بچه ی خالو ( دایی ) خوم. خوبی عزیزم ؟؟؟ روزگار بر وفق مراد ه ؟؟؟ چاه نفتی ها پر نقته یا شما هم مثل ما به تاراج دادینش ؟؟؟؟ ما خو لوله 500 اینچی سوک دادیم توش و داریم قیطش ( قورت ) میدیم که هیچی سی نسل آینده نمونه . والا میخا چه واوو ؟؟ خوم سیر واووم بچه هام بدرک . امسال با دومادمون اومدیم خونه تون ( قصر شیخ زاید ) ولی تشریف نداشتی , کم سعادتی از ما بید , زن خالو خیلی زحمت کشید و شرمنده مو که . ایقه سی چاس ( نهار ) دقت ( اصرار ) که , که حد نداشت . دقت دقت که درسته خالو مردن ولی زن و بچه ی خالو که زنده هسن . ما هم دس خالی اومده بیدم آبروم جلو دیت ( مادرت ) رفت . اصلا قرار نبی سی چاس بمونیم , فقط اومده بیدیم که یه چوی ( چای ) بخوریم و سلامی عرض کنیم و فاتحه ی سی بوات بفرستیم که زن خالو لطف که و ما تا بعد از ظهر نگه داشت , هی سی زن خالو میگفتم : زن خالو بیو بشین ایقه زحمت نکشا , میگفت : ریم سیا بعد از هرگزی ( مدت زیادی ) اومدینه مو خو کاری نکردمه . . ولی خومون هسیما بچه ی خالو , بوات خدا بیامرز هم ادبار ( شیطون ) بیادا , اگه تو ای خونه کو 50 تا زن هم کر ( پنهان ) میکردی , هیچ کوموشون ( کدام شون ) از اوو یکی باخبر نمیشد . ماشالله ماشالله توالت تون از اتاق پذیرایی ما هم قشنگ تر بید و آدم کیف میکرد توش یه کاری بکنه . زن خالو زحمت کشید تمام خونه نشونمون داد یه 2 ساعتی طول کشید . خدا ستوناش سیتون محکمتر کنه .
میبینم مترو شما هم مثل ما با کمبود بودجه مواجه شده , مترو ما همه چیش کامله و پل ها و جاده اش هم کشیدن تو سراسر شهر فقط واگن ها مونده که قولمون دادن تو 100 سال اول برنامه 5 ساله سیمون خریداری کنند , مثل لوله گازی که چندین سال پیش لوله کشیش تا دم برج ( اول شهر بوشهر ) اومده بی ولی 30 سال طول کشید تا مسئولین شیر باز و بسته اش که مربوط به مناطق رطوبتی ه خریداری کنند , البته طول کشیدن ای 30 ساله مربوط به بی عرضه گی مسئولین نبیدا , خدا بگم مسئولین 120 سال زنده نگه داره , اون موقع تو دنیا هنی شیر فلکه ی گاز ساخته نشده بید و هیچ منطقه ی رطوبتی دنیا هم گاز کشی نشده بید , اصلا ونیز و امثاله هوم هنی ری خیمه ( هیزم ) غذا درست میکردن . همی که یه آدم بی دینی شیر فلکه گاز درست کرد , مسئولین ما تنگیدن ( پریدن ) و جلدی رفتن ازش خریداری کردن و اوردن سی شهرمون . حالا خدا را شکر گازی که باید طبق قوانین بین المللی مفقتی ( رایگان ) سیمون بدن یه قیمت خین ( خون ) باپیر مون ( پدربزرگ ) بامون حساب میکنند و ما هم 1000 مرتبه خدا را شکر میکنیم .
داشتم
از
مترو سیت میگفتم : مترو بوشهر 90 % کاراش انجام شده البته ری حرفا ,
قراره 2 تا ایستگاه هم داشته باشه یکی سر برج , یکی هم تو 6 بهمن بقیه هم
کور بشن سوار تاکسی این ور اون ور برن مگه باید دم خونه ی همه ایستگاه
مترو بزنن ؟؟؟ البته بچه ی خالو اینجا مثل کشور شما نی که همه جا مترو بره
و دم هر فروشگاه بزرگی ایستگاه مترو بزنن , ایستگاه های که همه چی توش هسی
از ساندویچ فروشی تا اوو میوه فروشی و غیره . اینجا یه ایستگاه می خوان
بزنن که فقط مردم سوار و پیدا بشن , چون اینجا اگه سی مردم ری ( روی ) بدی
فردا ازت میخوان که تمام آسفالت های خیابون هم عوض کنی. چه معنی داره مردم
تو کار مسئولین دخالت کنن ؟؟ هر کاری اونا انجام بدن درسته و مردم نباید
نطق بکشن .
کرسی بلتش 1
شنبه دوازدهم دی 1388برنامه ی کرسی بلتش 1
مجری : سلام , سلام علیکم خدمت ببیندگان و شنوندگان عزیزززز . خیلی خیلی خوشحال هسیم که در خدمت شما هسیم و شما افتخار دادین که برنامه ما را سیل کنین . امروز در خدمت یکی از همشهری های عزیز هسیم که باعث فخر و مباهات ما واویده و شهرت جهانی پیدا کرده و ما بوشهری ها پاکی از وجودش خوشحال هسیم , خواهش میکنم خودشون رو معرفی کنن .
مهمان : با عرض سلام خدمت شما و آدم های که دارن این برنامه ی کو سیل میکنن . مو جمشیدو هسم فارغ التحصیل رشته ی کشاورزی گرایش گل های خاص در مقطع دکترا از کشور افغانستان .
م : آقای جمشیدو بخاطر پیشرفتی که در کار تجارت کردن باعث افتخار شهر ما و مملکت ما هستند . خواهش میکنم آقای جمشیدو کمی درباره کار خود توضیح بدید .
ج : والا مو چندین فروشگاه زنجیره ای توزیع و پخش دخانیات در شهرهای مختلف ایران و چند کشور خارجی دارم .
م : یعنی شما تو کار واردات سیگار هستید .
ج : نه عامو جونی . فروش سیگار که جزء شغل های کاذب بحساب میاد . ما تو کار انواع و اقسام مواد مخدر و مواد توهم زا هسیم .
م : واخ واخ واخ . ری دیت سیا . بیشتر توضیح بده بینیم چه غلطی میکنی و از کجا شروع کردی .
ج : کوکی که تو باشی , مو قبلا تو کار خرده فروشی تو کیچه و خیابون بیدم و باید التماس هزار نفر میکردم که سیم مشتی پشکل ( جنس ) بدن , یه روز نشستم فکر کردم که خیلی ها هسن مثل مو که ای کارا انجام میدن و همی مشکلات دارن , بعد سی خوم گفتم سیچه ما نباید مثل بقیه شغل ها صنف داشته باشیم و از روشهای روز دنیا استفاده کنیم ؟؟ سیچه باید خارجی ها مواد مخدر وارد کنند و سودش ببرند ؟؟؟ مگه ما خومن چوغ ( چوب ) تو سرم خورده ؟؟؟ بعدش هم معتاد شدن خیلی از زن گرفتن بهتره , همین طوری شد که فکر تاسیس شرکت و فروشگاه افتادم و از اونجای که خصوصی سازی تو بورس ه ای روزها , مو هم واردات مواد رو خصوصی سازی کردم سی خوم . اولش با یه ساک دستی واردات انجام میدادم ولی خدا را شکر الان روزانه 10 تا کانتینر مواد وارد میکنم .
م : افراد عادی میتونن بیان و از فروشگاه های شما جنس بخرن ؟؟؟
ج : راستش ما خرده فروشی نداریم و کلی جنس میفروشیم و مشتری های ما هم بیشتر سوپرمارکت ها و سیگار فروشی های هسن که مشتری های خرده و جزی دارن .البته ما بیشتر سفارش تلفنی داریم .
م : آقای جمشیدو که بگم خدا نسلتون از ری زمین برداره . فکر میکنی آینده کار شما چی میشه ؟؟
ج : آقای مجری نفرین ما نکن , یادت رفته خوت قبل از برنامه یه نخود ازم گرفتی , خیلی ها امثال تو به ما محتاج هسن و اگه ما از بین بریم خیلی ها از خماری تو خیابون یا تو جوغ ( جوب ) میمیرن . والا با برو بچ و با مشاورین ارشد خوم گپ زدم که یه برنامه توپی بریزیم که دیگه ارز از کشور خارج نکینم و خومون خودکفا بشیم . چندین زمین کشاورزی خریداری کردیم و دارم تحقیق میکنیم که بهترین محصول با کمترین هزینه تولید کنیم و دیگه دسمون جلو اجنبی و براداران افغان دراز نکنیم و خومون سری تو سرا در بیاریم. اگه خدا بخواد میتونیم ای 52000 تا کارگری که از عسلویه اخراج شدن هم استخدام کنیم که مشکل ای کارگرها حل بشه .
م
: خیلی از شما متشکریم که شما هم مثل مسئولین زحمتکش و کاری به فکر رفع
مشکل بیکاری هسین . آقای جمشیدو اول ای چای نباتی که سیت اوردن بخور, بعدش
بفرماید چند نفر در حال حاضر برای شما کار میکنند ؟؟
ج : والا افراد زیادی سیم هم تو ایران هم تو خارج کار میکنند . با توجه به اینکه زمین های زیادی تو افغانستان کرایه کردم و آدم های زیادی ری سرشون هسن ولی مدیریت اون ها توسط تیم ایرانی انجام میشه . تو آزمایشگاه های هم که تو ایران دارم و دکترهای زیادی توش هسن و مواد جدید زیادی هم داریم تولید میکنیم .افرادی که استخدام کردم مهم نی , افرادی که ساپورت میشن خیلی برای مو و شرکتم مهمه . ما یک شعار داریم که : مشتری شنگول همیشه , مشتری خمار هرگز . راستی یادم رفت طریقه ی اوردن مواد , همون 10 کانتینر و رد کردنش از مرز سیتون بگم . ما وقتی میخوایم مواد رو رد کنیم خیلی راحت ............
م
: ( با حالت هل ) شرمنده آقای جمشیدو ما وقت نداریم و داره تیتراژ پایانی
میره . از شما خیلی خیلی متشکریم که دعوت ما رو قبول کردین , همچنین از
شما بیندگان و شنوندگان عزیززززززز که ما رو تحمل کردین , تا برنامه ی بعد
شما را به خدا می سپاریم .
بعد از قطع برنامه : جمشیدو سر زشت مگه نگفتم حرف خصوصی نزن . داشتی همه چی لو میدادی خو . میخهی ( می خواهی ) در دکونمون تخته کنن ؟ مو با حقوق همی برنامه ی کو میام از تو جنس میخرم .
پست تلخ و شیرین
دوشنبه سی ام آذر 1388بزغاله : ( با حالت گریه و هق هق ) دی رفته بیدم تو زمین داشتم سی خوم چی میخادم ( می خوردم ) که بچه ی صاحب اومد با چوغش زد تو کمرم و چندتا فحش آبدار هم سی تو و سی عامم ( عمه م ) داد و با تیپا انداختم بیرون و سیم گفت اگه یکبار دیگه اینجا پیدات بشه , مزه ی مشروب بچه ها میشی . مگه مو چه کرده بیدم دی ؟؟؟ داشتم مثل بچه ی بز سی خوم میچریدم .
بز : بچه ی نافهم , بچه ی دیوونه , تو هم ری بوات رفتیه , بوات خو ول که ( کرد ) رفت خارج مثلا تو شرکت گوگل ( مربوط به پست بززز ) کار کنه ولی خبرش اومده که اونجا یه بز فشن دیده و عاشقش شده و قید ما رو زده و داره سی خوش زندگی میکنه , تو هم اینجا جیگر مو خین کردیه و هر روز شری سی ما درست میکنی. بچه مگه تو نفهمیدیه که :
طبق آمار بانك مركزي، بيشترين نوسان قيمت در بازار ميوه و سبزي رخداده و بالاترين رشد قيمت در اين بازار نيز به هندوانه با 239درصد مربوط است؛ چرا كه قيمت هركيلو هندوانه از 280تومان در آبان ماه به 950تومان در هفته اخير افزايش يافته است.
بزغاله : مو از کجا باید بفهموم که قیمت سوزی ری زمین هم گرون میشه ؟؟؟ درباره ی بوام هم باید بگم , چقه سیت میگفت هیکلت درست کن ؟؟؟ چقه سیت میگفت زن داری گودری ( گوساله ی گاو ) میشی سی خوت , برو کلاس ورزش ؟؟ یادت رفته هروقت علفش زیاد میشد و مست میکرد سیت میخوند :
اگه میگی دوسم داری , واقعا رژیم داری
پاشو پاشو برقص واسم , یکم آب شه اون شکم
بز : تو هم بچه ی همو بوا هسی . تو فکر میکنی مو نمیفهموم که عامو غلومرضیی بزی زیر سر بواته و بوات ( بابات ) رفته الواتی و با بزهای فرنگی خوسیده ( خوابیده ) و ای میکروب کو درست کرده ؟؟ چقه سی بوات میگفتم الواتی نکن مرد , فکر زن و بچه ات باش . بیو چند تا بچه بیشتر بسازیم و وقتی گت شدن بفروشیمشون و سی خومون خونه ی بخریم . ای روزها که گوشت ما قیمت نفت شده بوات همش فکر جوونی از دست رفته اش بی و همش ریش بزیش میجنبید و مو اصلا نمیتنستم کنترلش کنم . ای تف به بوات که مو جوونیم سیش نهادم .
بزغاله : اولا دی عامو غلومرضی بزی نه و آنفلوانزای بزی . بدش هم ای دیگه چه صیغه ی ؟؟؟ تا حالا که نبیده .
سازمان بهداشت جهانی در بیانیهای اعلام کرد سرعت انتشار آنفلوانزای بزی دو برابر آنفلوانزای نوع A است و سیستم دفاعی بدن را هدف قرار میدهد. آنفلوانزای بزی نسبت به آنفلوانزای خوکی خطرناکتر و کشندهتر است و گمان میرود در مقایسه با آنفلوانزای نوع آ تلفات جانی بیشتری در پی داشته باشد.
بز
: خبر نداری دی . بوات کار خوش کرده و وقتی هرزگی میکرده حواسش نبیده از
وسایل جلوگیری استفاده کنه و ای بیماری کو ایجاد کرده و رونه ی بازار کرده
و غیر از ما بزها , آدم ها هم از بین میبره . ای مرد بگم خدا چت کنه که ری
( رو ) سیاه م کردی , آبروم تو گله های همساده بردی , اووت نبی نونت نبی
فرنگ رفتنت چه بی . جیگرم گل زدی که خدا جیگرت گل بزنه مرد . چپل ( کثافت
) نگوتی ( نگبتی ) . اگه بیا التماسم هم بکنی دیگه سیلش نمیکنم . بچه تو هم
رو کن بریم تو خس ( جایگاه بز و گوسفند ) تا نفرینت نکردمه .
پ ن شب یلدا :
" یاد از آن روزی که بودی ای تو یار من
دور از چشم رقیبان در کنار من
حالیا خالیست و جایت ای نگار من
در شام تار من , آخر کجای ای یار "
عبدو نوشت : تقدیم به مخاطبش :
بیار باده که غمگینم امشب
بده می که دل خینم امشب
دوای درد من جز روی او نیست
کند با چشم خود تسکینم امشب
کجا باشد ؟ نمیدانم خدایا
ندارم قدرت و تمکینم امشب
ببرد از یاد ما را همچو آبی
که ریزد بر دل مسکینم امشب
خدا دعوت کند آن نارفیقان
چو کردند بی تو بنشینم امشب
"رضا " شکر و ثنا گو خدا را
که جز او نیست بر بالینم امشب
خیانت
دوشنبه بیست و سوم آذر 1388داشتم تو ونیز قدم میزدم و یاد خیابون ها و ساحل بوشهر افتاده بیدم که
یهو یکی دس گتی نهاد ( گذاشت ) ری کولم , واشگتم ( برگشتم ) دیدم سیلو (
سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا ) پشت سرم ویساده . گفتم ؟
سلاممممممممممم سیلو . خوبی ؟؟ زن و بچت خوبن ؟؟؟ بوات خوبه ؟؟ بچه های
بوات خوبن ؟؟؟ دیت چورن ؟؟ پاش خوب شو ؟؟؟ از دوست دخترات چه خبر ؟؟؟
گفت : عبدو تو هرکجای دنیا بری هنی ای عادت وراجیت داری , عامو کمی آدم بشو و ایقه گپ نزنا . همه خوبن ولی عبدو دارم بیچاره میشم . نمیفهموم چه بکنم .
عبدو : چه واویده ؟؟ اقتصاد ایتالیا با مشکل مواجه شد ؟؟ شما هم به رکود اقتصادی دچار شدین ؟؟
سیلو : نه عزیزم , ما تا خاورمیانه هسی غمی نداریم , هزاران بشکه نفت ازتون میسونیم ( میخریم ) و مشتی پیل خورده ای که میخیم بدیم سی گدا , سیتون میدیم , شما هم از خداتونه و مثل خر کیف میکنین .
عبدو : پس چه شده ؟؟؟
سیلو : زنم درخواست طلاق کرده و کلی هم ازم پیل میخواد :
ورونیکا لاریو ، همسر سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا، برای خاتمه دادن به پرونده طلاقشان، که یک سال در جریان بوده، خواستار 43 میلیون یورو ( حدود 64 میلیاد تومان ) شده است و همچنین ویلایی را که در آن به همراه سه فرزندش زندگی می کند به عنوان بخشی از توافق مالی برای صدور طلاق قبول کند.
عبدو :بخدا حقته , به جون بوام حقته , به پیر حقته , به پیغمبر حقته . تو خو ری (روی ) هرچی مرد سفید کردیه . هرچی دختر تو ایتالیا هسی با تو رابطه داره , از دختر مدرسه ای گرفته تا هنرپیشه و بازیگر تلویزیون و نماینده ی مجلس و وزیر و نماینده های پالمان و هزار کوفت و زهرمار دیگه . بوا تو خجالت نمیکشی ؟؟ وقتی ابوو ( اوباما ) سیم گفت که میخواستی زنش تو بغل بگیری , گفتم ابوو میزدی تو بوتش ( گلوش ) که از پشت بخوسه ( بخوابه ) . عامو کمی حیا کن , کمی جلو خوت بگیر . بخدا حیوونا هم ای کارا که تو میکنی نمیکنند . بعش هم اگر میخی زن بسونی بیو ایران , اونجا میتونی 4 تا زن بسونی , 40 تا هم صیغه کنی , قانون هم هیچ کاری بهت نداره چون کسی که قانون نوشته هم خوش تو کف بیده و دلش زن میخواسته , اصلا هرکی زن زیاد داشته باشه بعنوان فردی باعرضه شناخته میشه و خیلی بهش احترام میذارن ولی اینجا بوا ایتالیان و قانون داره هاااااااااا , تو از سگ ماده هم نمیگذری , میگم سیچه هرچی میگردم تو خیابوناتون سگ نی , از تو زهلشون ( میترسن ) میشو .
سلو : چه کنم عبدو از بچگی دوست داشتم زن زیاد داشته باشم , حالا هم که کلی دارایی دارم و سی هرکی بگم سیم نه نمیگه .
عبدو : چفدر پیل داری ؟؟؟ کلا دارایی ت چقدره ؟؟؟
سیلو : خوم که حساب نکردمه ولی میگن :
بنا به تخمین نشریات مالی ایتالیا، ثروت بیکران نخست وزیر این کشور، که شامل سهم او در حوزه رسانه های گروهی، نشر، املاک و بخش سرمایه گذاری می شود، بالغ بر 9 میلیارد یورو ( 135 هزار میلیارد تومان ) است.
عبدو : اره هههههههههههههههههههههههههه , حالا که فکر میکنم سیلو مو از بچگی دوستت داشتم و دیم ( مادرم ) همیشه میگه اولین کلمه ی که به زبون اوردم " سیلو " بیده و همیشه بجای اینکه بگم شیر میخوام , میگفتم سیلو میخوام . سیلو مو به چشم آشنا هم هسم و چند سالیه که مو میشناسی و همیشه هم از ته اعماقم دوست داشتم , اگه قبول کنی که همیشه دوسم داشته باشی و هیچ وقت طلاقم ندی مو هم حاضرم پات ( با تو ) ازدواج کنم , خرجش فقط یه عمل چند میلیونی ه که اون هم فدای سرت از بوام میگیرم . بخدا اگه شوهرم بشی اصلا کارت ندارم هرکجا که میخی برو و با هرکی که میخی باش ولی دوسم داشته باش .
سیلو : برو عامو ها . چقدر اعتماد بنفس داری ؛ یکم تو آینه سی بکن بعدا بیو پیشنهاد بده .
عبدو : برو گم شو بی شعوررررررر , همی شما هسین که با احساسات دخترهای حساسی مثل مو بازی میکنین نه . برو تا زنت .... نداده . ( زدم زیر گریه و از سیلو جون دور شدم )
پ ن :
" همه حرف خوب میزنند , اما کی خوبه این وسط ؟؟؟
بد و خوبش به شما , ما که رسیدیم ته خط . "
ولی هر ته خطی شروع خط دیگرست .
نامه ی غیر رسمی
دوشنبه شانزدهم آذر 1388سلام , سلام علیکم خدمت ریاست محترم دانشگاه خومون . امید است زیر سایه و پرتو الطافات گانیش ( یکی از خدایان هند ) باشید . با اینکه اصلا ازت خوشم نمیاد چون آدم بی کلاسی هسی و همیشه تو دانشگاه حاضری و برای دیدنت احتیاج به وقت قبلی و التماس های مکررنداریم , همی زاتی ( همینطوری ) سرمون هل میدیم تو اتاقت و همیشه هم کارامون انجام میدی و اصلا از منشی و ای قرتی بازی ها بوی نبردی , ولی لازم دونستم که چند مسئله به شما متذکر شوم .
1 . پسرفت مدارک و اعتبار دانشگاه بخاطر رعایت نکردن خواسته های دانشجویان .
خجالت
نمیکشی تو ؟؟؟ یکم سیل کشور ما بکن , ببین حتی سی شوهر دادن دخترا و زن
دادن پسرها هم برنامه ریزی میکنند و خدا خیرشون بده سی هر زوجی هم کلی پیل
میدن تا اول زندگی با مشکل مواجه نشن و نخان دسشون جلو بواشون دراز کنند ,
میفهمی چقه میدن ؟؟؟ 500 تا نوت ( اسکناس )
1000 تومنی خشک و تا نخورده , حتی مسئولین کشور ما قول دادن که زوج های
جوان را تا 5 سال بیمه طلاق کنند که مشکلی سیشون پیدا نشه . سی تو هم
میگن مسئول ؟؟؟ همی کارا میکنی که اعتبار دانشگاه ت فقط 5 تا قاره دنیا
قبول دارن نه . مگه تو نمفهمی اگه دانشجوت تامین نشه نمیتونی پیشرفت کنی و
حرف اول تو علم بزنی ؟؟؟ دانشجوی که فقط فکر زن و شوهر باشه که نمیتونه
درس بخونه و از آسانسور ترقی بالا بره . تو باید اول فکر زن دادن و شوهر
دادن دانشجوت باشی بعدن فکر بالا بردن سطح تحصیلی و علمی اون . مو
نمیفهموم کی میخی ای چیا یاد بگیری , البته این پیشرفت کشور مو ماله یک
روز و دو روز نیا , ما از پرخ ( پرت ) کردن انار و مسابقات اسب سواری برای
بردن دختر به اینجا رسیدیم . شما حالا حالا ها باید کار کنین.
2 . پذیرایی نادرست از استادهای مهمان
مگه
تو نمیفهمی مردم عقلشون تو چیششونه ؟ سیچه وقتی استاد از اروپا دعوت میکنی
سیش پلاکارد و پارچه نویسی و کارت دعوت سی مسئولین بالا رتبه و دسته گل و
تاج گل و از ای چیزها نمیخری ؟؟ بدبخت خشک و خالی بدون هیچ استقبالی ,
تنها با یک سبد گل کوچیک که میلی ری میز میاد و میره , فقط هم میاد درس و
اطلاعات میده اون هم با روش های قدیمی مثل فیلم و اینترنت و ارائه دادن
مقاله های روز دنیا . نباید سالن پر از گل بکنی ؟؟؟ نباید اوو میوه ای
سیش بخری بیلی ؟؟ نباید بعد که میخواد بره چند تا کارتون خرما و یه یخچال
کاچوی پر از ماهی و میگو سی سوغاتی سیش بدی ؟؟؟ نباید کنار خرج های که
برای اومدنش میکنی یه ماشین قشنگ سی دخترت ( عبدو فداش بشه ) بسونی ؟؟؟
همی کارا میکنی که اونا رغبت نمیکنن بیان کشور ما نه , فکر میکنن اونجا هم
مثل اینجان .
بسی
بسیار سرت درد اوردم و همی دوتا مورد کافیه برای اخراج شدن موو راحت شدن
یه ملت از دستم . راستی ای حرفا به دل نگیری ها , از یه گوشت بشنو از یه
گوشت صحرا بکن .
دوستدار تو و دانشجوی فردا اخراج شده
عبدو
پ . ن :
" در آن شهری که مردانش عصا از کور میدزدند ,
من خوش دل محبت جستجو کردم . "
چرا کردم ؟؟؟ نمیدانم . نمیدانم .
تشیع جنازه
سه شنبه دهم آذر 1388سکو : دی دارم حساب و کتاب میکنم . بیو بشین چند تا سوال هم از تو دارم . دی شما میانگین ماهی چند بار میرین فاتحه ؟؟؟
دی : گوش شیطون کر , ریم ( روم ) به دیوار , انشالله همه زنده ی 120 ساله باشن , والا دی ما خو تا کسی زنده هسی ریش نمیریم , همی که میمیره فاتخه اش , سومش , هفته اش , سالش , عیدش میس نمیکنیم , اگه راستش بگم ما حداقل ماهی 4 بار میریم فاتحه .
سکو : دی تو هم خارجیت خوب شد ها با " میس نمیکنیمت " خیلی حال کردم . بگذریم , هر فاتحه ی که میرین حداقل چقه آدم میاد ؟؟
دی : بستگی به مرده اش داره , اگه مرده ی کو یا بچه هاش آدم پیل داری باشن , خیلی آدم میاد دی , فکر کنم بیش از 2000 نفر , ولی اگه آدم بدبختی باشه دی , 100 نفر هم سیش نمیاد , دی آدم پیل دارو مرده نش هم قشنگه , باید سی خوت بیی سیل کنی ایقه ماشین ی قشنگ فشنگی میاد , مرده اش هم با بنز میبرن قبرستون ولی اگه آدم فقیرو باشه با پیکان هم زوری میبرنش . البته دی بستگی به محله اش هم داره ها , اگه مرده ی کو تو محله ای بدبختا باشه همساده ها سی خاردن چاس ( نهار ) کو هم به خوشون زحمت میدن و میان فاتحه ولی اگه تو محله ی پیلدار ها باشه فقط سی کلاس گذاشتن و حاضری زدن میان .
سکو : خدا را شکر ما هم آدم پیلداری هسیم , هم تو محله ای بدبختا زندگی نمیکنیم .
دی : چه گفتی سکو ؟؟؟
سکو : هیچی دی , میخام بگم امروز یه خبری فهمیدم از بچه ها که اگه عملی ش کنیم نون مون تو روغن ه , دیگه احتیاج نی بوام بیلیم زیر فشار سی جهیزیه , خومون می تنیم با پیله ی ( پول ) که بدست میاریم کلی چی بخریم .
دی : سکو قرار سی مون سهام عدالت بدن ؟؟؟ خدا را هزار مرتبه شکر
سکو : دی دلت خشنااااا , سهام کجا بیدا . همی هم که داریم ازمون ورندارن باید خدا را شکر کنیم . داشتم حساب میکردم قوم هامون ( فامیل ها ) حدود 1000 نفری میشن . دی خدا را شکر ما بوشهری ها هرچی کم داشته باشیم قوم کم نداریم , تا دلت بخا بچه ساخیتم و قوم زیاد کردیم . اگه همساده ها , دوست ها و همکارهای بوام و آشناها هم ری هم بگیم 1000 نفر , میشه کلا 2000 نفر میان که کلا میشه 20 میلیون تومن . جهزیه مو کامل میشه , دیگه هیچ غمی نداریم .
دی : سکو داری چه حساب میکنی ؟؟؟ 20 میلیون از کجا گیرت میاد ؟؟
سکو : دی بیل ( بذار ) اول خبرکو سیت بخونم بعدا سیت میگم :
حدود ۱ میلیون و 600 هزار نفر در قرعه کشی بلیط مراسم
تشیع جنازه ی مایکل جکسون شرکت کردند که لازم به ذکر است فقط ۱۷,۵۰۰ نفر
توانایی بردن بلیط را داشته اند.این مراسم در مرکز Staples لس آنجلس برگزار شد . بلیط این مراسم به مبلغ ۱۰,۰۰۰ دلار فروخته شد.
دی حساب کردم اگه بوام بمیره و 2000 نفر سی تشیع جنازه
اش بیان و از هر کوموشون ( کدوم شون ) 10 هزار تومن بگیریم کلا 20
میلیون گیرمون میاد .
دی : واخ واخ واخ , سی کو سی کو , بچه ی امروزه سی مرده ن بواش هم برنامه ریزی میکنه , خوبه که بوات هنی ( هنوز ) مثل شیر نری ری پی ( پای ) خوش رو میره و داره سی شما خرحمالی میکنه , راساوو ( بلند شو ) راساوو برو ظرفا بشور تا دندونات تو دهنت خرد نکردمه , تو اول تو ای روزگار بی شوهر , شوهر پیدا بکن بعدا فکر جهزیه ات باش . واخ واخ واخ واخ واخ. راساوو تا پهنات مثل درازات نکردمه
پ . ن : تشکر ویژه از آقای احسان دهقانی برای اصلاح کردن قالب وبلاگ .
گنجشک مدرن
چهارشنبه چهارم آذر 1388پرام ژل مشتی زده بیدم و ری خوم شیشه ی ادکن JOOP خالی کرده بیدم و شلوار لی تنگی هم برم بی و گوشی آیفون هم تو گوشم و داشتم U2 گوش میدادم و سی خوم هد میزدم وو ول میگشتم تو آسمون که از دیر ( دور ) جیکو دیدم . بنگش دادم ( صداش زدم ) جیکووووووووو جیکووووووووووو . دیدم جیکو سرش واگردوند و سیل عاقل اندر خری به ما کردو اومدم سمت ما . دیدم جیکو گلهلو ( پریشان ) و صورتش هم پر از مین ( مو ) شده اصلا اعصاب محصاب تعطیله تعطیله . سیش گفتم فکر کنم خیلی وقته که تیغ اختراع شده و تازگی ها هم ژیلت تیغه ی turbo خوبی ساخته و رونه ی بازار کرده . جیکو گفت : فکر کنم کف گوجیکی ( هم معنی کف گرگی ) تو face ت نخورده که نفهمیدی هروقت مو اعصاب ندارم بام شوخی نکنی . گفتم حالا چه شده ؟؟؟ از دانشگاه اخراجت کردن یا بوات پیل توجیبیت نداده ؟؟؟
گفت : نه عامو یه خبری فهمیدم , کلا رختم به هم . چند روز پیش یه خبری تو روزنامه ی که بچه ی همساده توش نیم کلیو برنج سیم تو حیاط گذاشته بید خوندم , کلک و پرم ریخته .
مديرکل استاندارد استان تهران در يک اظهارنظر قطعي از وجود سموم آرسنيک و سرب در برنج هاي وارداتي (هندي) خبر داد و مردم را به مصرف نکردن از 13 نوع برنج وارداتي مسموم دعوت کرد.
گفتم : جیکو ای خبرکو که مال چند ماه پیشه تو الان فهمیدیه ؟؟؟
گفت : والا مو هم مثل آدم ها روزنامه خیلی کم میخونم چون نمی خوام چیشام کم سو بشه وو پیل دکتر و دوا بدم . چند روزی میدیم که آدم ها برنجی که قبلا دم دلشون چسبیده بی سی ما میریزنا ولی فکر میکردم کمی حیوون دوست شدن و نمی خوان ما نسلمون منقرض بشه ولی حالا میفهمم که چون بدردشون نمیخورده سی ما حوالش میکردن . امون از دست ای آدم ها که همه چیزهای خو ( خوب ) سی خوشونه و آت و آشغال نصیب ما میکنند , بعد هم میگن سیچه گوجیکا ( گنجشک ها ) ناقص الخلقه هسن , اصلا فکر زن و بچه ی بدبخت ما نیسن که ای برنجا میخارن .
گفتم : اولا جیکو فکر نکنم آدم ها برنجی که کیلو خدا تومن میسونند با اینکه مسموم هم باشه سی ما بدن , آخه ایقه بچه های خوشون گشنه هسن که چی ته بشقابشون نمونه , دوما حالا که گفتی هند یادم اومد عبدو هم همونجان شاید کار کاره او باشه , چون هرچی بدبختیه زیر سر اوه .
جیکو گفت ول ای حرفا کنا , مو دیگه زهلم میشو از دس ای آدم ها چی بگیرم , خیلی گشنمه چه بکنیم ؟؟
گفتم صبر کن تو گوگل مپ ( googel map ) بگردم ای اطراف باغسونی هسی که بریم یه چی بخاریم یا نه , لپ تاپ از کولیم در اوردم و گشتم دیدم 2 کیلومتری مون یه زمین غله ای هسی , با جیکو جلدی رفتیم اونجا , یدفعه جیکو یه قاره ای ( فریاد ) داد که قدبند ( کمربند ) شلوارم پکید . گفتم چته عامو ؟؟؟؟ زهلم ترکوندیا . گفت : سی کو اونجا یه آدم ویساده و چوو ( چوب ) دسشه , بریم حتما میزنه مون .
گفتم : عقب افتاده , اوو که تو میبینی مترسکه که آدم ها میلن تا ما زهلمون بره ولی ای آدم های احمق نمی فهمون گوجیک قرن 21 از ای چی ها زهلش نمیشو , حالا بیو سر رکه ی ( عمدا ) آدم ها هم شده بریم کلی سی خومون غذا بخوریم , کمی هم خرابی کنیم بعد بیرم خونه سی خومون سریال لاست سی کنیم , بوام جدیدا LCD خریده .

